سلام...

    سپاسگزارم از تمام دوستان مهربان و گرامی که این مدت همراهم بودند....

نسخه‌ی الکترونیکی مجموعه شعر – وقتی تو هستی ، من آسمانم ـ  ، به کوشش آقای دکتر سیاوش ایمانی عزیز آماده شده است..دوستانی که تمایل به خواندن آن دارند می‌توانند از لینک زیر دریافتش کنند....

     نسخه‌ی الکترونیکی دفتر شعر وقتی تو هستی، من آسمانم

     

      و دو شعر تقدیمتان می‌کنم....

 

« در مسیر بی گمان ِ...»

می‌رسد به ابتدای سادگی ،  ارتفاع دست‌های تا خدا

اعتبار تازه  می‌خورد جنون ،  در سکوت کوچه‌های آشنا

دورتر از این شلال قصه‌هام ،  سنگلاخ خفته‌ی جهنمی

ذوب می‌شود به چشم عاشقم ، با دخیل دست‌های بی‌ریا

هیچ و پوچ رازهای ذبح عشق ، عصر جرعه جرعه قهوه‌ی جنون

رقص آفتاب و ماهتاب و ابر ، خلوتی که طعمه می‌کند مرا

عادت دوباره می‌شوم شبی ، نی‌لبک بزن بزن مرا بخوان

تکه تکه کن تمام هستی‌ام ، در مسیر بی‌گمان مبتلا

 

تکه تکه کن تمام هستی‌ام.....

 

 

« سفر که...»

 دراز می‌کشم

روی ریل‌های ایستاده...

می‌روم

        از هفت سالگی‌ام

                             بالا

سفر که بوی تورا دارد

در خوابی که می‌خندیم

                           شبهای هرزه...

نه تو تعطیل می‌شوی

نه من بالا می‌آورم خودم را

دایره می‌شوم با قطاری

که

سوت می‌کشد پشت سر تمام هیجان‌های کودکی...

بماند که

            چقدر گرفتار خواب‌های هم هستیم....

و بال که می‌گشاییم

                     بالا می‌رویم

 آنقدر که

ریل‌ها هم می‌خوابند.....

 

 


 

نوشته ي شیوا فرازمند در شنبه 19 بهمن1387 موضوع شعر | لينک ثابت